Knee surgery

هفته ی جدید مامان عمل می کنه. امید دارم به خیر بگذره. بیمارستان نزدیک محل کارمه و این نکته ی خوبیه.

Sia

دلم ی پسر سیا می خواد از اون بغلی هاش که مدام توو جیگرم باشه و براش پاپیون قرمز ببندم اما فکر خرجش منو از رویاهام بیرون می کشه.

Hangover

فیلم خماری رو دیدم و بعد از مدتها فیلم کمدی بهم چسبید. تنها بودم و با هر پکی که می زدم زیر خنده فندق با چشماش می گفت ؛ دختره ی بی ادب !

Watchful eyes

" لینا" پرستار بچه ای شد که شش ماه قبل مادرش رو از دست داده بود . در روزهای بدو ورودش دختری رو دید و باهاش صحبت کرد که بعد به صورتی تصادفی در یک عکس قدیمی مربوط به هفتاد سال قبل ، فهمید مرده !

بعد مدتها ی سریال خوب رو دارم دنبال می کنم.

Island

پیگرد قهوه ی صبح کاملا بیدارم و در صدد پیدا کردن مطالب مفید به این رسیدم که ؛ در ایسلند خورشید غروب نمی کنه.