Dusty floor

نیاز داشتم دست به سیاه و سفید نزنم و فقط بخوابم، اما کدام نیاز که الساعه برآورده بشه ؟!

اونایی که مجبور شدم انجام دادم اما زمین رو تی و جارو کشیدن که اجباری نبود ، پس ولش کردم. خاک گرفته اما مهم نیست وقتی نمی تونم.

Gourmet food

عاشق کنسرو جدیدش هست. اما واقعا نمی شه بیشتر از ی دونه در روز بهش اختصاص بدم. هم سنگین می شه معدش میاره بالا هم واقعا گرونه.

Gigantic gaps

همه ی ما پر از دره های تمام نشدنی کمبودیم، فقط تفاوت مون در شناخت و کنترل این خلأ ها ست.

Focus

گاهی تمرکز کردن خیلی برام دشوار می‌شه. از لحاظ سستی مثل وقتیه که نیمه شب از خواب بیدار شده باشی و بهت بگن پازل حل کن.

گاهی به فردی که جلوم داره حرف می زنه نگاه می کنم هاج و واج و اون فکر می کنه من چرا ماتم !؟

اما در هر صورت به هر سختی ای هست دخترک رو با اسنپ نمی فرستم کلاس، خودم باهاش می رم .دیگه به اسنپ اعتماد ندارم .

Nagging mommy

مامان جون خیلی زندگی رو جدی می گیره . از وقتی می بینمش مدام در مورد همه چیز غر می زنه.