Too too long
سر کار سخت نه ، اما دیر گذشت . صبحانه ی هتلی خوشمزه خوردم و دو لیوان چای و قهوه که کمک کرد ساعات کار به انتها برسه .
فکر می کردم می خوابم اما دارم فیلم می بینم .
سر کار سخت نه ، اما دیر گذشت . صبحانه ی هتلی خوشمزه خوردم و دو لیوان چای و قهوه که کمک کرد ساعات کار به انتها برسه .
فکر می کردم می خوابم اما دارم فیلم می بینم .
یادم نیست سریالش چند فصل یا چند قسمت بود ولی جزو معدودی بود که تا آخر دنبالش کردم و چند ماهی که فیلمش اومده منتظر فرصتی که ببینمش.
برام اسطوره ی صبر و استقامت ، قدرت و بزرگی بود. هم قهرمان هم ضد قهرمان .
به بهترین شکل ممکن فیلم رو ادامه داد و حالا ۵ دقیقه ی آخرش مونده ، با توجه به وضعیتی که گرفتارشه بهترین خلاصی ، مرگه ولی از ترس به انجام نرسیدن بهترین پایان ، در توانم نیست تا آخرش ببینم !
می دونی چی می گم ؟ یا تا حالا درگیر ی شخصیت فیکشنال، اونم تا به این حد ، نشده بودی ؟!