High five
یکی از اساتید یعد از یک نمونه برداری ، دستش رو برای برداشتن دیکتافون دراز می کنه که همکار گیج و ملنگ ما براش های فایو می زنه !!!
یکی از اساتید یعد از یک نمونه برداری ، دستش رو برای برداشتن دیکتافون دراز می کنه که همکار گیج و ملنگ ما براش های فایو می زنه !!!
اعصابم در دهان سگ.
وقتی فهمیدم می گن چیزی در دهان سگ یعنی چی که دیدم Emma ی خدابیامرز ی تکه پارچه گرفته بود دهانش و می جویدش .
پارچه به اعضای تشکیل دهنده اش تبدیل شده بود.
عجیب ترین مکالمه ی دنیا بین دو دوست :
وقتی مامانت و بابات مردن ، اگه برای تو فرقی نداشته باشه ، دلم نمی خواد بیام سر قبرشون!
_ اشکالی نداره . نیا . اما چرا ؟
دلیلش رو شاید بعدا بهت گفتم .
بعد کلی وقت که از آقا ناصر و دوست دخترش یکتا خبر گرفتم، صاحب آقا ناصر خیلی قشنگ توضیح داد ؛ ناصر یکتا رو مالید ، یکتا این بچه ها رو زایید اينترنت هم دهن ما رو **..
دوباره دخترک پول برداشته یواشکی . و همه ی اون جلسات روان شناسی وقت هزینه و انرژی روانی همه و همه دود شد رفت به هوا. حتی زودتر از گفتن آجی مجی لاترجی!
فصل یک این سریال هشت قسمت داشت. مثله مرد بلوطی ، افکار و احساساتت رو ادغام و وسط زمین و آسمون نگه می داشت.
موضوع همه ی اینا ی چیزه ؛ بچه ها ، موجودات بی پناهی که توسط ما و به دو دلیل عدم آگاهی یا خودخواهی ، به وجود میان.
***
امید ، دهنمون رو سرویس کرد؛ امید رسیدن روزای بهتر ، امید به خوب شدن احساسات جریحه دار شده ، به فنا رفتیم و کم و بیش بی خبریم.
من به جای اون ، از شماها متنفرم . مگه چقدر به خرج خونه اضافه می شد؟ لعنت بهتون.برید به جهنم.
مامان جون پرنده ی جديدش رو نمیاره خونمون؛ می گه مثله قبلی آزادش می کنی !
مگه جای پرنده در قفسه ؟!
چقدر دلم برای مستندات یوتیوب تنگ شده، نگاه می کردم و کلی برات با آب و تاب تعریف .
حتی از این دلخوشی های کوچیک هم محرومیم. چرا نمی میریم تموم شیم ؟
بعضی از سریال های ناب مثله مستر مرسدس و آقای بلوط نباید به فصل دوم برسن چون عظمتشون رو از دست می دن.