No more kitten
وقتی نتونستم در مقابل بعل نکردن فلفل گربه ی فسقلی رئیس مقاومت کنم ، فندق حمله ی وحشتناکی به پاهام انجام داد جوری که سیاه شد و خیلی درد گرفت .
اما حجت رو بر من تمام کرد ؛ فقط من !
وقتی نتونستم در مقابل بعل نکردن فلفل گربه ی فسقلی رئیس مقاومت کنم ، فندق حمله ی وحشتناکی به پاهام انجام داد جوری که سیاه شد و خیلی درد گرفت .
اما حجت رو بر من تمام کرد ؛ فقط من !
شاید زندگی همین دلخوشی های کوچیکی باشه که آدما برای خودشون درست می کنن چیزایی که دوست دارن می خرن با اینکه عقل سلیم چیز دیگه ای حکم می کنه، حالا اگه البته باشه.
مامان جون بعد تعویض مفصل زانوش مشکلی نداره اما به نظرش باید مدتی یک بار چک بشه ، بنابراین حاضره ساعت ها در مطب دکتر منتظر بمونه و عکس بگیره تا بهش بگن چیزیش نیست.
گاهی با خودم می گم اگه هر روز ی مشکلی داشت ی روز چشماش تا می شد روز دیگه بی حسی کمرش بود روز دیگه ... اون وقت چه کار می کرد ؟!
فامی و سوفیا می خوان بیان با هم بریم بیرون یا پیاده روی یا حتی منزل در کنار هم باشیم . ازم می پرسه آمادگیش داری ؟ و من در جواب واقعیت رو بهش می گم ; وضعیت خستگی و جسمیم طوری هست که تا مجبور نباشم کاری رو انجام نمی دم ، مثله سر کار رفتن .