جک زنگ زده می گه فردا شب بیایید منزل ما ! گفتم توو این هفته حال و حوصله ی‌ درستی نیست هفته ی بعد هماهنگ می کنیم . کاشف به عمل اومد که تولد عروسه. خلاصه اینکه امشب مهمونی هستیم .