... ۶ سالشه . هزار بار هزار نفر مشابه و حتی کوچک تر یا بزرگ تر رو دیدم ، شنیدم، بی مو بی مژه زرد ورم کرده بی رمق ... تصور می کنم با هم سر میز شطرنج نشستیم توو چشماش زل می زنم و می گم من توانایی تفکر در مورد چگونگی دنیا و این مزخرفاتی که تو با کتابا یا پیامبرات به خوردمون میدی رو  ندارم اما ی چیز رو می دونم ؛ زندگی به هر قیمتی نمی ارزه.