تقریبا دو یا سه سال قبل بود که م. گفت بزرگ شدی کلید باغت بده من بازنشسته شدم، برم برات تمیز کنم تا شما بیایید، گفت نمی شه مال و من و شوهرمه!!!

هر لحظه یادآوریش با لبخند همراهه.