وقتی " موگه " گربه بود ، کسی که دوسش داشت بهش عشق می ورزید ، می تونست روی سینه ش بخوابه و حسش کنه اما وقتی انسان می شد " هینوده " نظر خاصی بهش نداشت و همین مجابش می کرد که گربه بمونه ؛ عشق.