Real story life
من اگه بودم قطعا خودمو خلاص می کردم حتی با سخت ترین مرگا .
پدرش با تحریک مردم هر شب کتکش می زده و همه ی خانواده تحقیر و سرزنشش می کردن ، برای چیزی که دست خودش نبوده . تازه حالا بعد از گذشت تقریبا ۸ سال از اون روزا کلی هم سپاس گذار خداشه.یعنی این دیگه آدم می شه ؟ ی آدم معمولی ؟
خوبه والا. من که خودمو خدای گربه های کوچه می دونم اگه ی روز صبح غذا نداشته باشم کلی عذرخواهی می کنم و پر از شرمساری می شم، تو چطور تونستی با آفریدت این کارو کنی؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۲/۰۷/۱۸ ساعت 2:51 توسط
|