گفتن بیایید چند دقیقه بیمارتون رو ببینید البته نه در بخش آی سی یو. در سالن انتظار .

کلمات رو در هم می گفت . متوجه حرفها هم می شد هم نمی شد ی چیزی رو شاید چندین بار تکرار می کرد. گریه می کرد گریه می کرد و گریه می کرد .

چه روزای گندی .

چه زندگی گندی .