Peace of shitty 😌
شب دوم در کنار لوفی مهربون : آروم بود و راضی . منم راضی از خر خر های خوشمزه و مداومش. اما فندق بازم اجازه ی خواب نداد ...
امروز باید ببرمش به پناهگاه .
ی وقت فکر نکنی خدای ناکرده من حتی به اندازه ی سر سوزن از خودخواهی بقیه کم دارم ، که نه ندارم . چون تسلیم شدم و طاقت زحمت بیشتر رو ندارم چون مثله همه لذت و رضایت خودمو اول قرار می دم و ... منم ی تيکه *ه عین بقیه ی آدما!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۸/۰۲ ساعت 5:34 توسط
|